أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
277
قانون ( فارسى )
گرائيدند و در آنها درنگ ايجاد شد و يا ناتوان شدند ، دليل بر برودت مزاج است . ممكن است ناتوانى ، سستىگرائى و كوتاهى در وظيفه ، بسبب مزاج گرم به كنش اندام روى آورد ولى در هر حال تغييرى در مجراى طبيعى روى داده است و با ناتوانى روبرو شده است . همچنين امكان دارد كه بسيارى از كنشهاى طبيعى بسبب حرارت از ميان بروند و كاستى يابند ، مانند خواب كه شايد مزاج گرم از بين برود يا كم گردد ، ازاينروست كه برخى حالات طبيعى مانند خواب بسبب سرما فزونى مىيابند . ليكن همهء احوال طبيعى چنين نيستند و براى آن شرطى وجود دارد و آن اينكه حالت مورد نظر مشابه حالت خواب باشد . خواب براى زندگى و بهبودى مورد نياز مطلق نيست ، بلكه از اين است كه گاهى روح بر اثر خستگى دست از كار مىكشد و نياز به خواب دارد و يا به تنهائى از عهدهء انجام وظيفه و هضم غذا برنمىآيد و خواب مورد نياز واقع مىشود . بنابراين خواب در نتيجه عجزى حاصل مىشود و آن عجز بيرون شدن از مجراى طبيعت است ، گرچه چنين بيرونشدنى طبيعى است و بايد باشد . از اين روى چنين حالتى را طبيعى ضرورى نامند و اسمى مشترك دارد . اين حالت طبيعى ضرورى بهترين نشانهء مزاج معتدل است و در آن كنشها تعديل مىيابند و به كمال مىرسند . اما اينكه دليل بر گرمى و سردى و خشكى و ترى باشد دليل تخمينى است و بطور كامل معلوم نيست . رسائى صدا و بلندى صوت ، سرعت در سخن گفتن و پيوستگى گفتار ، خشم ، سرعت حركت و سرعت در بر هم نهادن و گشودن پلكها نيز از كنشهاى قوى هستند كه دلالت بر گرمى مزاج دارند . با اينكه چنين كنشهائى جنبه عمومى ندارند و ويژه اندام خاصى هستند ، باز دليل بر گرمى مزاج است . 9 - نتيجهگيرى از مواد زائد : با معاينهء مواد دفع شده از بدن مىتوان نشانهء بيمارى را جست . چنان كه اگر براز و ادرار و عرق و نظير آن گرم و داراى بوى تند باشند و بوسيله اين مدفوعات مواد رنگپذير رنگ بگيرند و برشتنىها و پختنىها برشته و پخته گردند ، دليل بر گرمى مزاج است . حالات عكس آنها ، نشانهء سردى مزاج بشمار مىآيد . 10 - نتيجهگيرى از كنش و واكنش قواى نفسانى : حالات قواى نفسانى نمايانگر مزاج آدمى است ، مثلا خشمناكى زياد ، بيتابى و آشفتگى ، زرنگى ، زودفهمى ، اقدام ، بيشرمى ، خوشبينى ، اميدوارى ، سنگدلى ، چالاكى ، خلق مردانه ، تنبلى كم و تاثيرپذيرى كم از هر چيز ، نشانهء گرمى مزاج است و حالات عكس آنها دليل بر سردى مزاج مىباشد . پايدارى در خشم ، در آشتى ، خيالپردازى ، تودار بودن و نظاير آن ، نشانهء خشكمزاجى است . تاثيرپذيرىهاى زودگذر دلالت بر ترمزاجى دارند . خواب ديدن و رويا نيز از اين قبيل مىباشند . گرم مزاجها در خواب مىبينند كه بر آتش مىسوزند و يا